به نام او .......
دیری است نگاهم رابه آسمان می دوزم و ازاومیخواهم که مرادرادامه راهم یاری نماید
اویی که همیشه و در تمام مدت زیستنم او را داشته و دارم . کسی که مونس تمام لحظات
تنهایی و غمم بوده است . آری اوست که امیدی برای قلب شکسته ام شده است و هر شب
با لالایی او به خواب می روم و هر صبح با نواز ملایمش از خواب بیدار می شوم .
آری زبانم گنگ است و نمی توانم از او سخن بگویم ........ نمی توانم .
** پارسا **